https://www.cinemaresane.ir/fa/news/39796

شناسه خبر: 39796
۱۴۰۵-۳-۱۰ ۱۶:۳۰

حجاب در سینمای ایران؛ محدودیت یا آغاز یک زبان تازه؟

گزارش اختصاصی سینما رسانه، حجاب در سینمای ایران فقط یک مسئله مربوط به پوشش بازیگران نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که طی چهار دهه گذشته، مسیر سینمای بعد از انقلاب را شکل داده است. مسئله‌ای که نه‌فقط بر ظاهر شخصیت‌های زن، بلکه بر شیوه روایت، طراحی صحنه، میزانسن، تدوین، نوع بازیگری و حتی زبان بصری فیلم‌های ایرانی تأثیر گذاشته و سینمای ایران را به سمت نوعی هویت مستقل و متفاوت سوق داده است.

پس از انقلاب، مسئله نمایش زنان در سینما تنها یک تصمیم اجرایی یا سلیقه هنری نبود، بلکه به موضوعی شرعی، قانونی و فرهنگی تبدیل شد. قوانین تازه تلاش می‌کردند میان هنر، موازین اسلامی و حساسیت‌های عرفی جامعه ایرانی تعادل برقرار کنند؛ جامعه‌ای که بخش بزرگی از آن همچنان مفاهیمی مانند حیا، حفظ حریم خانوادگی و اخلاق عمومی را بخشی از هویت فرهنگی خود می‌دانست.

در چنین فضایی، سینمای ایران ناچار بود راه تازه‌ای برای روایت پیدا کند. بسیاری از فیلمسازان به‌جای تکیه بر نمایش مستقیم، سراغ جزئیات رفتند؛ از دیالوگ‌نویسی و فضاسازی گرفته تا استفاده خلاقانه از قاب، تدوین، موسیقی و بازی بازیگران. اتفاقی که به‌مرور باعث شد بخشی از سینمای ایران، هویت متفاوت خود را نه در عبور از محدودیت‌ها، بلکه در خلق زبان تازه‌ای از روایت پیدا کند.
 

Image

وقتی حجاب وارد قاب سینما شد

سینمای ایران پیش از انقلاب تصویری متفاوت از زنان ارائه می‌داد. پوشش بازیگران، نوع روابط میان شخصیت‌ها و حتی شیوه نمایش خانواده در بسیاری از آثار آن دوران، فاصله زیادی با فضای فرهنگی و مذهبی بخش بزرگی از جامعه داشت. بعد از انقلاب اما شرایط به‌طور کامل تغییر کرد و قواعد تازه‌ای برای نمایش زنان مقابل دوربین شکل گرفت.

از آن زمان، حجاب به یکی از مهم‌ترین قواعد سینمای ایران تبدیل شد؛ قاعده‌ای که اگرچه در ابتدا برای بسیاری محدودکننده به نظر می‌رسید، اما به‌مرور باعث شد فیلمسازان ایرانی به سمت خلاقیت‌های تازه در روایت و اجرا حرکت کنند.

کارگردان‌ها برای نمایش روابط خانوادگی و صمیمیت میان شخصیت‌ها، به‌جای تکیه بر نمایش مستقیم، سراغ جزئیات رفتند؛ از بازی‌های کنترل‌شده و دیالوگ‌نویسی دقیق گرفته تا میزانسن، نورپردازی و فضاسازی احساسی.

همین مسئله باعث شد برخی فیلمسازان به‌تدریج تلاش کنند راه‌هایی برای طبیعی‌تر شدن فضای فیلم‌ها پیدا کنند. استفاده از قاب‌های بسته، طراحی لباس هوشمندانه، تغییر زاویه دوربین، حذف برخی موقعیت‌های فیزیکی میان زن و مرد و حتی استفاده از محارم واقعی در بعضی پروژه‌ها، بخشی از راه‌حل‌هایی بود که در طول این سال‌ها به زبان تصویری سینمای ایران اضافه شد.

نمونه‌هایی مانند حضور دختر سعید آقاخانی در برخی آثار یا استفاده از اعضای واقعی خانواده برای نمایش روابط نزدیک، نشان می‌داد سینمای ایران تلاش کرده بدون عبور از ضوابط قانونی و عرفی، همچنان فضایی باورپذیر و انسانی خلق کند.
 

Image

«کاناپه»؛ جدال قدیمی واقعیت و چارچوب‌ها

یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین تلاش‌ها برای حل تناقض میان واقعیت و ضوابط رسمی، فیلم «کاناپه» ساخته کیانوش عیاری بود؛ فیلمی که به‌دلیل استفاده بازیگران زن از کلاه‌گیس هرگز موفق به اکران عمومی نشد.

عیاری معتقد بود نمایش زنان با روسری در فضای خصوصی خانه، باورپذیری فیلم را کاهش می‌دهد و سینمای ایران برای رسیدن به واقع‌گرایی باید راه‌حلی منطقی پیدا کند.

ماجرای «کاناپه» فقط یک اختلاف ساده بر سر پوشش بازیگران نبود؛ این فیلم به نمادی از جدال قدیمی میان واقع‌گرایی سینمایی و محدودیت‌های رسمی تبدیل شد. با این حال حتی همین تجربه نیز نشان می‌داد مسئله اصلی در سینمای ایران، همواره تلاش برای رسیدن به تعادلی میان قانون، عرف اجتماعی و باورپذیری روایت بوده است.
 

Image

 «قاتل وحشی» و تغییر مرزهای تصویر زن

در سال‌های اخیر، برخی مرزهای تصویری در سینمای ایران آرام‌آرام تغییر کرده‌اند. یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز این اتفاق، حواشی مربوط به فیلم «قاتل وحشی» و انتشار تصاویر لیلا حاتمی با سر تراشیده بود.

این تصاویر خیلی زود در فضای مجازی خبرساز شدند و دوباره بحث قدیمی حدود نمایش زنان در سینمای ایران را به جریان انداختند. موافقان معتقد بودند سینما برای نزدیک شدن به واقعیت و شخصیت‌پردازی، نیازمند انعطاف بیشتری است و مخالفان همچنان بر حفظ چارچوب‌های فرهنگی و اخلاقی تأکید داشتند.

فارغ از تمام واکنش‌ها، این اتفاق نشان داد سینمای ایران همچنان در حال آزمون راه‌های تازه برای روایت و تصویرسازی است؛ مسیری که در آن، خلاقیت فیلمساز نقش مهم‌تری از عبور مستقیم از خطوط قرمز پیدا کرده است.
 

Image

روایت افسانه بایگان؛ وقتی واقعیت تاریخی وارد بحث حجاب شد
بحث حجاب در سینمای ایران طی سال‌های گذشته بارها با روایت‌ها و خاطرات مختلف همراه شده است؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد حتی در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب نیز نگاه‌ها به مسئله نمایش زنان در آثار نمایشی، یکدست و مطلق نبوده است.

یکی از معروف‌ترین این روایت‌ها را افسانه بایگان درباره بازی در سریال «سربداران» مطرح کرده است. بایگان که در این مجموعه نقش «ترکان بانو» را بازی می‌کرد، سال‌ها بعد توضیح داد هنگام آماده شدن سریال برای پخش، برخی نسبت به نوع گریم، پوشش و ظاهر این شخصیت تاریخی حساسیت‌هایی داشتند و حتی معتقد بودند چنین تصویری نباید از تلویزیون پخش شود.

او در گفت‌وگوهایش روایت کرده بود که پس از بالا گرفتن این بحث‌ها، موضوع به امام خمینی منتقل شد و به گفته او، امام پس از اطلاع از ماجرا تأکید کرده بودند که این شخصیت باید متناسب با فضای تاریخی خودش به تصویر کشیده شود.

افسانه بایگان همچنین نقل کرده بود که در آن مقطع این نگاه مطرح شد که اگر قرار باشد تمام زنان تاریخی در آثار نمایشی با یک الگوی کاملاً یکسان و مشابه به تصویر کشیده شوند، اساساً تفاوت شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و هویت تاریخی آن‌ها از بین می‌رود؛ به تعبیر مطرح‌شده در آن زمان، «اگر بخواهیم همه را مثل حضرت زهرا(س) نشان بدهیم، پس تفاوت این شخصیت‌ها در چیست؟»

فارغ از جزئیات این روایت، اهمیت ماجرا در نوع نگاهی بود که از همان سال‌ها درباره سینما و تلویزیون شکل گرفت؛ نگاهی که تلاش می‌کرد میان حفظ چارچوب‌های فرهنگی و مذهبی از یک سو، و باورپذیری روایت تاریخی از سوی دیگر تعادل ایجاد کند.
 

Image


نگاه فرهادی و کیارستمی؛ دو مسیر متفاوت در مواجهه با محدودیت

در میان فیلمسازان ایرانی، نگاه به مسئله محدودیت‌های تصویری از جمله حجاب یکسان نبوده است. برای برخی، این محدودیت‌ها بیشتر به‌عنوان چالشی در مسیر واقع‌گرایی سینمایی مطرح شده و برای برخی دیگر، بخشی از زبان و زیبایی‌شناسی سینما را شکل داده است.

اصغر فرهادی در گفت‌وگوهای مختلف، مسئله حجاب در سینمای ایران را عمدتاً از زاویه تأثیر آن بر «باورپذیری روایت» بررسی کرده است. او معتقد است نمایش دائمی زن با پوشش ثابت، حتی در موقعیت‌های خصوصی، گاهی فاصله‌ای میان زندگی واقعی و تصویر سینمایی ایجاد می‌کند و فیلمساز را ناچار به استفاده از تمهیدات جایگزین در روایت و میزانسن می‌کند.

در مقابل، عباس کیارستمی مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. او سال‌ها پیش در یکی از گفت‌وگوهایش گفته بود: «هیچ زنی را در خانه با روسری نشان نداده‌ام.»

کیارستمی به‌جای آنکه وارد نمایش مستقیم روابط خصوصی زن و شوهر در فضای خانه شود، اغلب روایت را به جاده، ماشین، طبیعت یا فضاهای بیرونی منتقل می‌کرد. در سینمای او، بسیاری از روابط انسانی نه با نمایش مستقیم، بلکه با سکوت، فاصله، حذف، دیالوگ و فضای خارج از قاب شکل می‌گرفتند.

همین نگاه باعث شد بسیاری از منتقدان، سینمای کیارستمی را نمونه‌ای از تبدیل محدودیت به «زبان سینمایی» بدانند؛ مسیری که نشان می‌داد حتی در چهارچوب‌های محدود نیز می‌توان به فرم شخصی، روایت اثرگذار و سینمایی جهانی رسید.
 

Image

 آیا موفقیت فیلم‌ها فقط به حجاب بازیگران مربوط است؟

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در بحث حجاب در سینمای ایران کمتر به آن توجه می‌شود، این است که کیفیت یک اثر نمایشی الزاماً به میزان پوشش بازیگران وابسته نیست. تجربه چند دهه اخیر نشان داده مخاطب بیش از هر چیز با قصه، شخصیت، احساس و کیفیت ساخت ارتباط برقرار می‌کند.

تلویزیون ایران در دهه‌های گذشته بارها سریال‌هایی تولید کرده که با وجود رعایت کامل قواعد پوشش، به پدیده‌های اجتماعی تبدیل شدند؛ آثاری که هنگام پخش آن‌ها خیابان‌ها خلوت می‌شد و میلیون‌ها نفر پای تلویزیون می‌نشستند.

سریال‌هایی مانند «خانه سبز»، «خانه به دوش»، «متهم گریخت» و «بزنگاه» با وجود رعایت کامل چارچوب‌های پوشش، هنوز هم در حافظه جمعی مردم زنده‌اند؛ زیرا توانستند روابط خانوادگی، دغدغه‌های اجتماعی و موقعیت‌های انسانی را به‌شکلی باورپذیر و صمیمی روایت کنند.

همین تجربه نشان می‌دهد مخاطب ایرانی لزوماً برای ارتباط گرفتن با یک اثر، به دنبال حذف کامل ضوابط تصویری نیست. بسیاری از خانواده‌ها همچنان معتقدند حفظ حریم اخلاقی، رعایت حیا و توجه به عفت عمومی، بخشی از فرهنگ اجتماعی جامعه ایرانی است و آثار نمایشی نیز می‌توانند بدون عبور از این چارچوب‌ها، جذاب، پرمخاطب و اثرگذار باشند.

Image

 حجاب؛ مانع یا بخشی از هویت سینمای ایران؟

واقعیت این است که سینمای ایران در تمام این سال‌ها در همین چهارچوب‌ها رشد کرده، کیفیت فنی و روایی خود را ارتقا داده، جایزه گرفته، مخاطب جهانی پیدا کرده و بسیاری از مهم‌ترین فیلمسازانش را به جهان معرفی کرده است.

سینمای بعد از انقلاب امروز از نظر تکنیک، فیلمنامه‌نویسی، بازیگری، تدوین و کارگردانی با بخش بزرگی از تولیدات پیش

از انقلاب قابل مقایسه نیست و بسیاری معتقدند بخش مهمی از این رشد، نتیجه تمرکز بیشتر بر کیفیت روایت و محتوا بوده است.

شاید به همین دلیل باشد که حجاب در سینمای ایران هنوز نه یک مسئله حل‌شده، بلکه یکی از مهم‌ترین مناقشه‌های فرهنگی و هنری کشور محسوب می‌شود. با این حال تجربه چند دهه اخیر نشان داده بسیاری از فیلمسازان ایرانی توانسته‌اند با تکیه بر خلاقیت، کیفیت ساخت، روایت قوی و شناخت مخاطب، آثاری خلق کنند که هم با فرهنگ و قوانین جامعه ایرانی هماهنگ باشند و هم در ذهن و احساس مخاطب ماندگار شوند.

آثاری که ثابت می‌کنند جذابیت و موفقیت در سینما، بیش از هر چیز به هنر فیلمسازی وابسته است.



مجتبی عبدالهی نیا