جواد خواجوی: به دنبال گل خام برای کوزهگریام!
به گزارش سینما رسانه، جواد خواجوی، بازیگری را مسیری برای کشف حقیقت معرفی کرده و از تفاوتهای صحنه و دوربین و چالشهای اخیرش در سریال «کلینیک رویا» میگوید.
خواجوی درباره تفاوتهای تئاتر و سینما میگوید: «تئاتر و تصویر مثل نقاشی و مجسمهسازی، دو هنر کاملاً متفاوت هستند اما برای من، صحنه تئاتر جایی است که همهچیز را فراموش میکنم و فقط و فقط به کارم فکر میکنم. زیباترین و قشنگترین لحظه زندگیام، لحظهای است که پرده کنار میرود، تماشاچی را میبینم و اجرا شروع میشود؛ این برای من معادل یک جادوی خالص است.»
او در واکنش به بهترین نقشی که تا به حال روی صحنه تئاتر بازی کرده، پاسخ میدهد: «هنوز فکر میکنم بهترین نقشم را بازی نکردهام؛ نقشهای زیادی وجود دارد که دوست دارم تجربه کنم. اما در میان کارهایی که انجام دادهام، نمایش «عشق من، حامد بهداد» که سال ۹۸ با ارسطو خوشرزم در مشهد و تهران اجرا کردیم، برایم بسیار ماندگار و عزیز است.»
این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون درباره معیارهایش برای انتخاب نقش در دنیای تصویر میگوید: «برای من طولِ نقش یا تعداد دیالوگهای روی کاغذ اصلاً مهم نیست. گاهی نقشی در فیلمنامه عملاً وجود ندارد و قابلبحث نیست، اما وقتی با کارگردانی مثل سجاد مهرگان صحبت میکنم و میبینم فضا برای خلق کردن باز است، مشتاق میشوم. من به دنبال نقشی هستم که بشود با آن زندگی کرد و به آن هویت داد.»
خواجوی همچنین با اشاره به حضورش در سریال «کلینیک رویا» که به تازگی روی آنتن تلویزیون بود، میافزاید: «در این سریال، با کاراکتری روبرو هستیم که یک آدم پولدارِ تازه به دوران رسیده است؛ کسی که تصور میکند همهچیز را با پول میشود، خرید و از قدرتِ اسکناسها برای حل هر مشکلی استفاده میکند اما در نهایت، در موقعیتی خاص گیر میافتد و میفهمد که پول، کلید حل تمام گرههای زندگی نیست.»
او ادامه میدهد: «برای ساختن این شخصیت، کمی سراغ اطرافیانم رفتم. رفقایی دارم که ویژگیهای این کاراکتر را در خودشان دارند. رفت و آمد با آنها و مشاهده رفتارهایشان، باعث شد این شخصیت کاملاً شکل بگیرد.»
این هنرمند در پایان سخنانش در مورد همکاری با سجاد مهرگان، کارگردان این سریال میگوید: «همکاری با سجاد بسیار جذاب بود. من همیشه دوست دارم یک «گِلِ خام» داشته باشم و خودم آن را به کوزهای که میخواهم، تبدیل کنم. سجاد مهرگان چون به مسیرش مسلط بود و استانداردها را به خوبی میشناخت، این فضا و اجازه را به من میداد که کاراکتر را پرورش دهم و خودم روی جزئیات شخصیت کار کنم.»