https://www.cinemaresane.ir/fa/news/39916

شناسه خبر: 39916
۱۴۰۵-۳-۲۵ ۱۶:۳۰

هنر در گرماگرم جنگ

در میانه جنگ‌ها، آنچه بیش از نقشه‌ها و آمارها در معرض فراموشی قرار می‌گیرد، فرهنگ و هنر است؛ در حالی که تجربه تاریخی نشان می‌دهد روایت جنگ، نه فقط در میدان نبرد، بلکه در سینما، موسیقی، ادبیات و حافظه جمعی ساخته می‌شود.

وقتی جنگ‌ها شروع می‌شوند، معمولاً همه چیز می‌افتد روی نقشه‌ها، آمارها و خبرهای فوری. فرهنگ و هنر؟ معمولاً در حاشیه قرار می‌گیرد؛ چیزی برای بعد از «تثبیت وضعیت». اما تاریخ، چندان با این ترتیب رسمی همراه نیست.

بریتانیا در جنگ جهانی دوم را نگاه کنید. شهرها زیر بمباران بودند، اما تئاترها به‌طور کامل خاموش نشدند. همان پوستر معروف «Keep Calm and Carry On» هم بیشتر از اینکه یک دستور خشک اداری باشد، شبیه تلاش برای نگه داشتن یک ریتم حداقلی از زندگی بود. عجیب است، اما حتی وسط جنگ هم مردم دنبال این بودند که شب‌شان شبیه شب بماند، نه صرفاً یک خبر اضطراری.

در آمریکا، هالیوود در همان سال‌ها متوقف نشد. «کازابلانکا» فقط یک فیلم عاشقانه نیست؛ یک مکث است وسط جهانی که بیش از حد جدی و درگیر شده. همان دوره، سینما و نهادهای رسمی کنار هم قرار گرفتند؛ نه همیشه هم‌نظر، نه همیشه بی‌حاشیه، اما نتیجه روشن بود: تصویر جنگ فقط در دست نظامیان نماند.

Image
کازابلانکا

لنینگراد اما روایت دیگری دارد. شهری در محاصره، با کمترین امکانات، جایی که اجرای سمفونی هفتم شوستاکوویچ رخ داد. اینجا دیگر از «برنامه فرهنگی» حرف نمی‌زنیم؛ بیشتر شبیه این است که در دل خاموشی کامل، کسی اصرار کند صدا هنوز وجود دارد. حتی اگر ضعیف، حتی اگر با سختی.

کره جنوبی بعدها از دل تجربه جنگ، مسیر دیگری رفت. فهمید که اگر تصویر خودش را نسازد، دیگران برایش تصویر می‌سازند. نتیجه، شکل‌گیری موج فرهنگی‌ای شد که امروز از «انگل» تا «بازی مرکب» ادامه پیدا کرده؛ آثاری که فقط محصول هنر نیستند، بلکه بخشی از دیده شدن یک کشور در مقیاس جهانی‌اند.

Image
بازی مرکب

اوکراین امروز هم همین دوگانه را زندگی می‌کند. همزمان با جنگ، تلاش برای ثبت تصویر، تولید مستند، حضور در جشنواره‌ها و ساخت روایت‌های مستقل ادامه دارد. این‌جا مسئله فقط ثبت وقایع نیست؛ مسئله این است که چه کسی آخر سر داستان را تعریف می‌کند.

Image

برای ایران هم این تجربه غریبه نیست. اگر از دفاع مقدس فقط گزارش‌های رسمی باقی مانده بود، امروز بخش زیادی از آن دوره قابل لمس نبود. 

Image

 و «مهاجر»، عکس‌ها، موسیقی‌ها و خاطرات، کاری کردند که آن دوره فقط در آمار و گزارش خلاصه نشود. نسل‌های بعد، بیشتر از مسیر همین آثار با آن سال‌ها مواجه شدند تا از مسیر روایت‌های رسمی.

Image

مسئله در نهایت به یک نقطه ساده برمی‌گردد: جنگ فقط در جبهه اتفاق نمی‌افتد. یک بخش مهم‌تر آن، در ذهن و حافظه جمعی شکل می‌گیرد. اگر این بخش دیده نشود، بعدها معمولاً دیر فهمیده می‌شود که چه چیزی از دست رفته است.

و شاید همین‌جا باشد که یک سوءتفاهم شکل می‌گیرد؛ اینکه بازسازی فقط یعنی ساختن خیابان و ساختمان. در حالی که بخشی از بازسازی، آرام‌تر و نامرئی‌تر است. در تصویرها. در صداها. در چیزهایی که از یک دوره باقی می‌ماند و بعدها تبدیل به تنها راه فهم آن دوره می‌شود.