وجدی معوّض؛ صدای زخم‌خورده در صحنه‌های جهانی

وجدی معوّض، هنرمند چندوجهی لبنانی-کانادایی، یکی از تأثیرگذارترین نمایشنامه‌نویسان، کارگردانان و بازیگران تئاتر معاصر است که نام خانوادگی‌اش در زادگاهش «معوّض» تلفظ می‌شود، اما در محافل فرانسوی‌زبان به «معَوَد» شهرت یافته است. 

او متولد ۱۶ اکتبر ۱۹۶۸ در دهکده «دیرالقمر» لبنان است و پیش از آنکه در مونترال کانادا ساکن شود، سال‌هایی از کودکی‌اش را در پاریس گذراند. سال‌ها بعد، هنگامی که به هنرمندی پرآوازه بدل شد، به فرانسه بازگشت و در شهر «نانت» سکنا گزید. 

اجرای سه نمایش «ساحلی‌ها»، «آتش‌سوزی‌ها» و «جنگل‌ها» از تترالوژی (نمایشنامه‌های چهارگانه) «خونِ وعده‌ها» در فستیوال آوینیون، استقبال و تحسین محافل هنری فرانسه را برای او به ارمغان آورد؛ موفقیتی که در سال ۲۰۱۶ به انتصاب او به عنوان مدیر و کارگردانِ «تئاتر دولا کولین» در پاریس، یکی از معتبرترین صحنه‌های تئاتر فرانسه، منجر شد. سبک روایی او با بازآفرینی اسطوره‌های یونانی در بستری از واقعیت‌های تلخِ سیاسی و اجتماعی خاورمیانه، امضای شخصی اوست.

Image
وجدی معوّض

کودکی؛ آغاز زخمِ حافظه و وطنِ ازدست‌رفته
 

وجدی معوّض در ۱۶ اکتبر ۱۹۶۸ در دهکده «دیرالقمر» لبنان متولد شد. دوران کودکی او با آغاز جنگ‌های داخلی لبنان گره خورد؛ تجربه‌ی زیستن در میان خشونت و ناامنی، پی‌ریزی جهان‌بینی او را رقم زد. خانواده‌اش در حدود هشت‌سالگی ناچار به ترک وطن شدند؛ رخدادی که تجربه‌ی گسست از سرزمین مادری و آوارگی را به عنوان اولین نقشِ ماندگار بر حافظه‌ی این هنرمند حک کرد. او بارها تأکید کرده است که ریشه‌های تئاترش در «خاکِ زخمی لبنان» نهفته است.

نوجوانی و گذار؛ در جستجوی هویت در غربت


پس از مهاجرت به کانادا و اقامت در مونترال، دوران نوجوانی معوّض با بحران‌های هویتی و مواجهه با زبانِ نو (فرانسوی) سپری شد. او در این سال‌ها با مفهوم «دیگری» و «بیگانگی» دست‌وپنج نرم می‌کرد و تئاتر برایش مأمنی شد تا بتواند دردهای ناشی از جابه‌جایی و ناتوانی در بیانِ خویش را در آن متبلور کند. در این دوران بود که او دریافت تئاتر، تنها راه تنفس در فضای غربت است.

جوانی؛ پیوند سنت و مدرنیته


معوّض در جوانی به مدرسه‌ی ملی تئاتر کانادا راه یافت و تحت تأثیر ساختارهای کلاسیک تئاتر غرب قرار گرفت. با این حال، او وفاداری به ریشه‌های شرقی و خاطرات خانوادگی‌اش را حفظ کرد و با تأسیس گروه‌های تئاتری مستقل، سبک خاص خود را که آمیزه‌ای از رئالیسمِ خشن و شاعرانگیِ اسطوره‌ای بود، بنا نهاد. او درباره این گذار می‌گوید: «تئاتر برای من، تلاشی برای آشتی با حافظه‌ای است که مدام از من می‌گریزد.»

جهانِ نوشتار؛ بازگشت به صدایِ نادیده‌گرفته‌شدگان


معوّض در نویسندگی، از روایت تاریخِ رسمی فاصله گرفت و کوشید صدای کسانی را بازتاب دهد که در هیاهوی جنگ و مهاجرت به حاشیه رانده شده بودند. رویکرد او بر دو مفهوم «رد» و «شکستن زمان» استوار است. او ساختارهای خطی را می‌شکند، اسطوره‌های یونانی را در متن‌های معاصر خاورمیانه‌ای بازآفرینی می‌کند تا تئاتر را محل «شهادت» و تبدیل رنج به آگاهی بداند. معوّض درباره نگاهش می‌گوید: «من در متن‌هایم به دنبال پاسخی برای چراهای بزرگ زندگی نیستم، بلکه می‌خواهم همان پرسش‌های بی‌پاسخ را با مخاطب در میان بگذارم.»

او در توصیف فلسفه‌ کار خود می‌گوید: «تئاتر برای من مانند یک کشتی است که باید از میان طوفان عبور کند. تراژدی در آثار من، بازنماییِ سرنوشت نیست، بلکه بازنماییِ شجاعتِ انسان است برایِ ایستادن در برابرِ حقیقتی که او را درهم می‌شکند.» او همچنین بر پیوند میان خاطره و زبان تأکید دارد: «هر کلمه‌ای که روی صحنه جاری می‌شود، باید بارِ خاطره‌ای باشد که ما سعی در فراموش کردنش داریم. تئاترِ من، تئاترِ بازگشت به آن چیزی است که از ما جدا شده؛ وطن، کودکی، یا آن بخشی از وجودمان که در جنگ‌های داخلی یا مهاجرت‌ها از دست داده‌ایم. اگر اسطوره‌های یونانی را در آثارم بازخوانی می‌کنم، نه به این دلیل است که شیفته‌ی کهنگی‌ام؛ بلکه به این دلیل است که فکر می‌کنم خشونتِ امروز، همان خشونتی است که آنتیگونه یا ادیپ با آن روبرو بودند. ما فقط لباس‌های‌مان عوض شده، اما زخم‌های‌مان همان زخم‌های کهن هستند.»

Image
وجدی معوّض

در محافل جهانی، معوّض را صدایِ آشتی میانِ تاریخِ شخصی و تاریخِ کلان می‌دانند. دنی ویلنوو، کارگردان شهیر سینما که با اقتباسِ «آتش‌سوزی‌ها» توانست لایه‌های عمیقِ جهانِ معوّض را به تصویر بکشد، درباره قدرت او گفته است: «او می‌تواند یک حقیقتِ وحشتناکِ تاریخی را بردارد و آن را با چنان لطافتی روایت کند که گویی قصه‌ی یک خانواده است. او به درد، ابعادِ اسطوره‌ای می‌بخشد که فراتر از مرزهای جغرافیایی لبنان است.»

کارنامه‌ی آثار (گزیده)
 

نمایش‌نامه‌ها: «ویلی پروتاگوراس در توالت محبوس است» (۱۹۹۱)، «آلفونس» (۱۹۹۶)، «دست‌های ادویگ در لحظه تولد» (۱۹۹۹)، «ساحلی» (۱۹۹۹)، «پاکامامبو» (۲۰۰۰)، «آتش‌سوزی‌ها» (۲۰۰۳)، «جنگل‌ها» (۲۰۰۶)، «تشنه‌ها» (۲۰۰۷)، «تنهاها» (۲۰۰۸)، «آسمان‌ها» (۲۰۰۹)، «خواهران» (۲۰۱۵)، «مادر» (۲۰۱۷)، «همه پرندگان» (۲۰۱۸)، «جشن عروسی در میان کرومانیون‌ها» (۲۰۲۰) و...
 

رمان،  «آنیما» (Anima) که از آثار برجسته داستانی اوست.

وجدی معوّض در ایران؛ از پیشگامیِ کوشک‌جلالی تا چالش‌های اجرا


در ایران، مواجهه با آثار معوّض عمدتاً از دریچه‌ی نمایشنامه‌ی «آتش‌سوزی‌ها» رقم خورده است. این اثر که اقتباس سینمایی دنی ویلنوو از آن (با عنوان *Incendies*) در سال ۲۰۱۱ نامزد اسکار بهترین فیلم بین‌المللی شد، دریچه‌ای جهانی به روی آثار معوّض گشود. در ایران نیز کارگردانانی همچون علیرضا کوشک‌جلالی نخستین کارگردانی بود که آثار این نمایشنامه‌نویس را به صحنه‌های ایران آورد؛ حرکتی که پس از آن، توجهِ دیگر کارگردانان را نیز به متونِ معوّض جلب کرد و پای او را به دایره‌ی انتخاب‌هایِ گروه‌هایِ تئاتری باز نمود.

با این حال، اجرای آثار معوّض در ایران همچنان با چالش‌های اساسی روبروست. به نظر می‌رسد بسیاری از کارگردانانی که پس از تجربه‌ی نخستین، به سراغ این متون رفته‌اند، لایه‌های زیرین و حرفِ اصلی نویسنده را گم می‌کنند؛ گویی در اجرایِ این آثار، «متن» همواره از «اجرا» پیشی می‌گیرد. این متون برای اجرا، نیازمند دانشِ وسیعی از ارجاعاتِ مذهبی، عرفانی و تاریخی هستند؛ دانشی که فقدانِ آن باعث شده حق مطلب در بسیاری از اجراهای داخلی ادا نشود. اجرای آثار معوّض نه یک چالشِ فنی، که یک چالشِ شناختی است؛ چرا که او نویسنده‌ای است که زبانِ تئاتر را بازتعریف کرده و سکوتِ ناشی از تبعید را به صدایی جهانی بدل ساخته است.

نازنین میهن: ترجمه آثار معوّض، سخت‌ترین تجربه‌ام بود


نازنین میهن، مترجم آثار وجدی معوّض، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره پیچیدگیِ زبانِ این نویسنده می‌گوید: «معوّض زبانِ خاص و سختی دارد. او در آثارش منابع و رفرنس‌های مذهبی، عرفانی و تاریخی دارد که مترجم و کارگردان باید به آن‌ها احاطه داشته باشند. زبانِ او شاعرانگیِ ویژه‌ای دارد که حفظِ آن در ترجمه، ضمنِ روان‌خوانی برای بازیگر و تماشاگر، کار بسیار دشواری است.»

میهن که خود بازیگر تئاتر است، امانت‌داری در ترجمه را اولویت اصلی خود دانسته و می‌افزاید: «همیشه در ترجمه‌هایم در نظر داشتم که اگر فلان دیالوگ را بازیگر بخواهد بر زبان بیاورد، چگونه باشد که هم تماشاگر متوجه شود و هم راحت در زبان بچرخد؛ در عین حال، آن احترام و منشِ گویشِ نویسنده نیز حفظ شود. «ساحلی» در دو نوبت چاپ شد و بازخوردهای خوبی داشت. با این حال، هنوز به شناختِ نسبی از او رسیده‌ام.» گفتنی است محمدرضا خاکی نیز ترجمه‌ی نمایشنامه‌ی «آتش‌سوزی‌ها» را بر عهده داشته که در کنار «ساحلی»، از مهم‌ترین متونِ در دسترسِ این نویسنده در زبان فارسی محسوب می‌شوند.

فرجام سخن؛ تئاتر در مقامِ حافظه
در نهایت، وجدی معوّض را می‌توان معمارِ حافظه‌هایِ سوخته دانست؛ هنرمندی که توانسته است رنجِ شخصیِ آوارگی را به زبانی جهانی و اسطوره‌ای ترجمه کند. تئاترِ او نه سرگرمی، که فراخوانی است برای مواجهه با حقیقتِ تلخِ تاریخی و شخصی. معوّض با درهم‌تنیدنِ اسطوره‌های کهن و دردهای معاصر، فضایی خلق می‌کند که در آن، سکوتِِ بازماندگان شکسته می‌شود. برای فضای تئاتری ایران، مواجهه با آثارِ او بیش از آنکه یک تجربه‌یِ تکنیکی باشد، یک آزمونِ شناختی برای درکِ ژرفایِ «انسان» در مواجهه با تراژدی است؛ نویسنده‌ای که ثابت کرد هنر، در عمیق‌ترین لایه‌هایش، یگانه پناهگاهِ بازگشت به آن چیزی است که تاریخِ رسمی، همواره سعی در فراموشیِ آن داشته است.