تاوان حقیقت در جامعه زمخت؛ ناگفتههای توحیدپرست از توقیفهای پیاپی آثارش
به گزارش سینمارسانه، داوود توحیدپرست، از چهرههای سینمای ایران است که در کارنامه هنری خود تجربههای متنوعی در مقام فیلمنامهنویس، کارگردان و بازیگر دارد. این هنرمند که با نگاهی دغدغهمند به مسائل اجتماعی و رویکردی قصهگو محور شناخته میشود، خالق آثاری چون «نامزد آمریکایی من» و «شیرین قناری بود» است و در عرصه بازیگری نیز با نقشآفرینی در فیلمهایی همچون «هور در آتش» شناخته میشود. در ادامه، گفتوگوی اختصاصی ما با این هنرمند را میخوانید.
توحیدپرست در مورد رویکرد خود به نگارش فیلمنامه گفت: «در مرحله نوشتن طبیعتاً من به میزانسن و کارگردانی فکر نمیکنم و همه فکر و ذکرم این است که فیلمنامهای نوشته شود که مختصات یک فیلمنامه خوب را دارا باشد. البته نوع فیلمنامههای من طوری است که هر که میخواند فکر میکند برای میزانسن طراحی شده، اما اینگونه نیست و فقط شکل نوشتن من اینگونه است. جزئیات در فیلمنامهنویسی برای من خیلی مهم است که رعایت میکنم.»
این کارگردان در مورد درونمایه آثارش افزود: «بیشترین دغدغه من در فیلمنامههایی که نوشتم و فیلمهایی که ساختم، معصومیتهای از دست رفته شخصیتهای اصلی در جامعه زبر و خشن بوده است. به همین دلیل در اکثر فیلمهای من شخصیتی وجود دارد با فامیلی «معصومی» که مورد هجمه عوامل ضدانسانی جامعه قرار میگیرند. مثلاً من در فیلم «شیرین قناری بود» دختری را به تصویر کشیدم که از هر نظر الگو و نمونه بود، اما جامعه تاب تحمل عقاید و رفتار انسانی ایشان را نداشت؛ به همین دلیل خود فیلم در دو دوره توقیف شد!»
توحیدپرست در مورد جهانبینی خود گفت: «من دنیای خودم و دغدغه خودم را دارم. برای من له شدن آدمهای نمونه در جوامع زمخت و خشن مهم است و در همه کارها با زبان قصهگویی به این موضوع پرداختم. زبان من برای بیان دغدغهها، قصهگویی و رعایت اصول قصهنویسی است؛ و البته در سه کاری که من نوشته و کارگردانی کردم، در یک مسیر واحد بودهام.»
این هنرمند با اشاره به تأثیر تجربه بازیگری بر کارگردانیاش افزود: «وقتی تجربه بازیگری داری، زبان بازیگران را بهتر میفهمی. من هم چون از کودکی تئاتر کار کردم و البته کمی هم بازی کردهام، همیشه سعی میکنم برای هدایت بهتر بازیگران، زبان آنها را بفهمم و با زبان آنها حرف بزنم تا بازیها جلوه بهتری بیابد و تأثیرگذار باشد. به همین دلیل نقطه قوت فیلمهای سینمایی «معصوم»، «نامزد آمریکایی من» و «شیرین قناری بود» به نظرم بازیهای حسی و تأثیرگذار است. البته به میزانسنهای بیضاییگونه هم علاقه خاصی دارم که سعی میکنم در حد توان رعایت کنم.»
داوود توحیدپرست در پاسخ به اینکه «آیا فیلمساز باید بیشتر به سمت قصهگویی مستقیم برود یا به سراغ زبان شخصی و فرمهای متفاوت؟» گفت: «به نظرم هر دو مسیر مفید است، اما من به قصهنویسی علاقهمند هستم و دوست دارم اگر حرفی میزنم از طریق قصهگویی باشد. من اوایل انقلاب در حوزه هنری شاگرد جناب مخملباف و جناب رهگذر در قصهنویسی بودم و دو مجموعه قصه در دهه شصت به نامهای «چکمه» و «تولد غریبانه» از من چاپ شده است. با قصهنویسی بیشتر لذت میبرم.»