اسماعیل مجللی:

تعزیه در آیینه جامعه ایران قاجاری؛ از «پسر فروشی» تا نغمه‌های بومی مازندران

اسماعیل مجللی، پژوهشگر تعزیه این هنر را تنها بازخوانی واقعه کربلا نمی‌داند بلکه تعزیه در دوره قاجار را رسانه‌ای اجتماعی معرفی می‌کند که در کنار روایت‌های مذهبی، بازتابی از زندگی و مسائل جامعه زمانه خود، از فقر و «پسر فروشی» تا فرهنگ و موسیقی بومی مناطق مختلف ایران را نیز در خود جای داده است.

به گزارش سینما رسانه، اسماعیل مجللی، پژوهشگر تعزیه و مؤلف کتاب مرجع «شبیه‌نامه»، در یادداشتی اختصاصی  از خاستگاه تعزیه، تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی بر شکل‌گیری آن و همچنین تداوم و بقای این هنر آیینی نوشت.

متن این یادداشت به این شرح است:

«تعزیه در حافظه تاریخی ایرانیان اغلب به عنوان آیینی کهن و ریشه‌دار شناخته می‌شود؛ هنری که گاه برای آن قدمتی چند صد ساله یا حتی چند هزار ساله در نظر گرفته می‌شود. با این حال بررسی اسناد تاریخی و متون ادبی نشان می‌دهد آنچه امروز به عنوان تعزیه یا شبیه‌خوانی شناخته می‌شود، بیش از آنکه بازمانده آیینی بسیار کهن باشد، پدیده‌ای است که در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی دوره قاجار شکل گرفته و در همان دوره نیز به اوج رسیده است.

Image

تعزیه در ذات خود ترکیبی از چند هنر است. این هنر از پیوند سه عنصر ادبیات، موسیقی و نمایش شکل گرفته و در کنار آن معماری تکیه نیز به عنوان بستر اجرای آن نقش داشته است. در ساختار تعزیه، گفت‌وگوها به صورت شعر بیان می‌شوند، نقش‌های مثبت و اولیای دین با آواز و موسیقی سخن می‌گویند و نقش‌های منفی بدون موسیقی و با اشتلم‌خوانی دیالوگ‌های خود را ادا می‌کنند. همین ساختار پیچیده نشان می‌دهد شکل‌گیری تعزیه نیازمند شرایطی بوده که هم شعر، هم موسیقی و هم نمایش امکان حضور و تعامل داشته باشند.

با وجود این، درباره تاریخ پیدایش تعزیه روایت‌های مختلفی مطرح شده است. برخی آن را به اسطوره‌هایی مانند داستان سیاوش نسبت می‌دهند، گروهی دیگر آغاز آن را به دوران ائمه و حتی لحظاتی پس از شهادت امام حسین(ع) پیوند می‌زنند و برخی نیز دوره صفویه را زمان شکل‌گیری آن می‌دانند. اما بسیاری از این دیدگاه‌ها بر روایت‌های شفاهی استوار است و پشتوانه مستند تاریخی روشنی ندارند.

بررسی تاریخ هنر و ادبیات ایران نشان می‌دهد دوره قاجار بستری فراهم کرد که در آن عناصر لازم برای شکل‌گیری چنین هنری در کنار هم قرار گرفتند. جامعه ایران در قرن نوزدهم با مشکلات گسترده‌ای مانند فقر شدید، بی‌سوادی فراگیر و محدودیت‌های مذهبی در حوزه‌هایی مانند موسیقی و نمایش روبه‌رو بود. با این حال تحولات سیاسی و اجتماعی پس از جنگ‌های ایران و روس و شکل‌گیری جریان‌های فکری جدید، زمینه نوعی تحول فرهنگی را فراهم کرد که می‌توان نشانه‌های آن را در هنر تعزیه نیز مشاهده کرد.

Image
تعزیه

یکی از مهم‌ترین تحولات آن دوره شکل‌گیری «نهضت بازگشت ادبی» در زمان فتحعلی‌شاه قاجار بود. در این دوره شاعران توسط حکومت شناسایی و گردآوری شدند و محافل ادبی رونق گرفت. شاعران با الگو گرفتن از شاعران کلاسیک ایران به سرایش شعر پرداختند و بسیاری از متون تعزیه نیز در همین فضا شکل گرفت. از همین رو سبک شعری نسخه‌های تعزیه شباهت زیادی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

در کنار این تحولات ادبی، هنر نمایش نیز در همان دوره وارد مرحله تازه‌ای شد. نگارش نمایشنامه‌هایی از سوی نویسندگانی مانند آخوندزاده و میرزاآقا تبریزی نشان می‌دهد که تئاتر نوین نیز در همین دوره در ایران شکل گرفت. موسیقی ایرانی نیز در دوره ناصری سامان یافت و میرزا عبدالله فراهانی دستگاه‌های هفت‌گانه موسیقی ایرانی را تدوین کرد. در چنین فضایی تعزیه توانست بستری فراهم کند که موسیقی از حالت تحریم خارج شده و در خدمت مفاهیم مذهبی قرار گیرد.

تعزیه در دوره قاجار تنها یک آیین مذهبی نبود، بلکه کارکردی رسانه‌ای نیز داشت. در دورانی که ابزارهای رسانه‌ای گسترده وجود نداشت و حتی روزنامه‌ها نیز در اختیار قشر محدودی قرار داشتند، تعزیه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال پیام به عموم مردم تبدیل شد. در متون تعزیه می‌توان بازتاب بسیاری از مسائل اجتماعی و سبک زندگی مردم آن زمان را مشاهده کرد.

برای نمونه وجود مجالسی مانند «پسر فروشی» در تعزیه نشان می‌دهد برخی از متون تعزیه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های اجتماعی جامعه آن دوره بوده‌اند؛ زیرا در اثر فقر و تنگدستی، فروش کودکان در برخی مناطق ایران رخ می‌داد و این مسئله در قالب روایت‌های نمایشی در متون تعزیه بازتاب یافته است.

حمایت دربار قاجار نیز نقش مهمی در گسترش این هنر داشت. شکل‌گیری تعزیه از دربار و تهران آغاز شد و به تدریج حاکمان محلی در شهرهای مختلف نسخه‌های تعزیه را از پایتخت به مناطق خود منتقل کردند. ساخت بناهایی مانند تکیه دولت در تهران نیز نشان‌دهنده جایگاه مهم این هنر در ساختار فرهنگی آن دوره است. در بسیاری موارد نیز علمای مذهبی بر متون تعزیه نظارت داشتند تا محتوای آنها با موازین دینی سازگار باشد.

با این حال تحولات سیاسی پس از مرگ مظفرالدین‌شاه و آغاز مشروطه موجب شد تعزیه به تدریج در شهرها با محدودیت روبه‌رو شود. در برخی موارد حتی تعزیه‌خوانان بازداشت شدند و اجرای این هنر برای چند دهه با محدودیت‌های جدی همراه بود. در چنین شرایطی روستاها و شهرهای کوچک به پناهگاه تعزیه تبدیل شدند و نقش مهمی در حفظ این هنر ایفا کردند.

در بسیاری از روستاها بانیان اصلی تعزیه اربابان و خوانین محلی بودند و اجرای آن معمولاً توسط ملاهای مکتب‌دار و افراد باسواد روستا انجام می‌شد، زیرا بخش زیادی از مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند. همین مناطق روستایی توانستند سنت تعزیه را تا دهه‌های بعدی حفظ کنند.

پس از انقلاب اسلامی نیز تعزیه بیش از گذشته به عنوان یک هنر مردمی مورد توجه قرار گرفت و مردم به صورت مستقیم در برگزاری و حمایت از آن نقش پیدا کردند.

پژوهش‌های میدانی در استان‌های مختلف کشور نیز این روند تاریخی را تأیید می‌کند. بررسی نسخه‌ها و اسناد موجود نشان می‌دهد تاکنون سندی که وجود تعزیه با ساختار امروزی آن را پیش از دوره قاجار ثابت کند، به دست نیامده است.

در میان مناطق مختلف ایران، مازندران یکی از مهم‌ترین کانون‌های تعزیه به شمار می‌رود. از قدیمی‌ترین نسخه‌های تعزیه در این منطقه می‌توان به اشعار علامه نوری در دوره فتحعلی‌شاه قاجار اشاره کرد. تعزیه در مازندران به سه حوزه شرق، مرکز و غرب تقسیم می‌شود و شهر آمل یکی از مهم‌ترین مناطق تعزیه‌خیز این استان به شمار می‌آید.

در برخی روستاهای مازندران تکایای قدیمی از دوره قاجار همچنان باقی مانده است؛ بناهایی با معماری ویژه شامل طاق‌نما، شاه‌نشین و سکوهای مدور که برای اجرای تعزیه ساخته شده‌اند. در کنار برخی از این تکایا سازه‌هایی به نام «سقانفار» نیز دیده می‌شود که بخشی از معماری مذهبی این منطقه به شمار می‌آید.

تعزیه در مازندران همچنین به شدت تحت تأثیر فرهنگ بومی این منطقه قرار گرفته است. استفاده از گویش مازندرانی، پوشش‌های محلی و نغمه‌های موسیقایی بومی مانند آواز امیری، طالبا و نجما به این تعزیه رنگ و هویتی ویژه بخشیده است. حتی در برخی مجالس تعزیه، نقش‌هایی مانند چوپان با پوشش و موسیقی محلی اجرا می‌شود.

در برخی روستاهای برنج‌کار مازندران نیز رسم برگزاری مجالس ده‌روزه تعزیه در فصل تابستان و در فاصله مراحل کاشت، داشت و برداشت برنج وجود دارد؛ سنتی که لزوماً به ماه‌های محرم و صفر محدود نیست و نشان می‌دهد تعزیه چگونه با زندگی اجتماعی مردم پیوند خورده است.

بازخوانی تاریخ تعزیه نشان می‌دهد این هنر نه تنها یکی از شاخص‌ترین جلوه‌های هنر آیینی ایران است، بلکه محصول شرایط تاریخی و اجتماعی مشخصی است که در دوره قاجار شکل گرفت و سپس در بستر فرهنگ مردمی و محلی در سراسر کشور گسترش یافت.»
 

برچسب ها